بررسی برخی از تمایزهای موجود بین دو مفهوم فلسفی/ آیا «حقیقت» فراتر از «واقعیت» است؟

خبرنگار ستاد
5 ماه پیش

بخشی از واقعیت یعنی آنچه که در جهان بیرون وجود دارد و قابل‌مشاهده است، اما حقیقت معنایی است که ذهن انسان از همان واقعیت می‌سازد؛ جایی که ثبات واقعیت با برداشت متغیر انسان تلاقی می‌کند.

به گزارش روابط‌عمومی ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر خراسان رضوی؛ حقیقت و واقعیت در ظاهر نزدیک‌اند اما یکسان نیستند؛ واقعیت آن چیزی است که در جهان بیرون وجود دارد، مستقل و قابل‌مشاهده، اما حقیقت برداشت و معنایی است که ذهن انسان از آن واقعیت می‌سازد. واقعیت ثابت است، اما حقیقت می‌تواند با زاویه دید و شناخت ما تغییر کند.

در این راستا محمدهاشم کوشا، مدرس دانشگاه و کنشگر فرهنگی اجتماعی طی گفت‌وگو با روابط‌عمومی این ستاد در خصوص دو مفهوم واقعیت و حقیقت اظهار کرد: اگر بخواهیم به طور خلاصه و ساده درباره دو مفهوم بسیار مهم فلسفی (واقعیت) و (حقیقت) صحبت کنیم، در ابتدا لازم است که یک تعریف تقریباً کامل از این دو مفهوم داشته باشیم تا بعد بتوانیم به بررسی آنها بپردازیم.

وی در خصوص تعریف واقعیت افزود: از دیدگاه برخی صاحب‌نظران و قدما واقعیت به امور عینی، ملموس و قابل‌درک جهان اشاره دارد. عینی و ملموس بودن یعنی چیزی که مشاهده می‌شود کاملاً قابل رویت است و از طرفی مبتنی بر داده‌های تجربی و قابل‌سنجش است. به‌عنوان‌مثال "گزاره «باران باریده است» بر اساس شواهد ملموس (خیس بودن زمین، گزارش هواشناسی) یک واقعیت است. اما تعیین مرز دقیق اینکه «چه مقدار بارش باران، باریدن محسوب می‌شود؟» یا «آیا آن بارش، باران بود یا نم‌نم؟» ممکن است تا حدی به تعریف و توافق ما بستگی داشته باشد." این نشان می‌دهد که حتی در ساده‌ترین واقعیت‌ها هم مؤلفه زبانی و تعریف حضور دارد.

 کوشا ادامه داد: بر اساس یک نگاه رایج، واقعیت توصیف «آنچه هست» است و حقیقت می‌تواند شامل «آنچه باید باشد» یا معنای عمیق‌تر پدیده‌ها نیز بشود. اما در نگاهی دیگر، حقیقتِ یک گزاره، درست همان توصیف مطابق با واقعیت است."

 وی تصریح کرد: واقعیت مستقل از تفسیر و برداشت ما است یعنی تفسیر و برداشت انسان‌ها معمولاً دخالتی در واقعیت ندارد؛ به‌عنوان‌مثال «زمین به‌دور خورشید می‌چرخد» این گزاره یک واقعیت علمی ثابت شده است و اگر تفاسیر یا برداشتی از آن داشته باشیم، باز هم در عینی‌بودن این واقعیت هیچ تفاوتی و تغییری ایجاد نخواهد شد.

 کوشا در خصوص تعریف حقیقت بیان کرد: حقیقت بیشتر جنبه تفسیری، معنوی، فلسفی و تعقل و تفکر دارد تا عینی و ملموس بودن و احتمالاً شامل ابعاد ارزشی، اخلاقی یا حتی متافیزیکی نیز خواهد بود. به‌عنوان‌مثال اینکه ما در یک نظام ارزشی خاصی صحبت کنیم و گزاره‌ای را مانند «عدالت خوب است» مطرح کنیم، در واقع این گزاره به دلیل معنوی و فلسفی بودن یک حقیقت تلقی می‌شود.

این استاد دانشگاه در خصوص تفاوت و شکاف‌های دو مفهوم واقعیت و حقیقت توضیح داد: اولین تفاوت، شکاف زبانی و تفسیری است. واقعیت‌ها معمولاً بی‌طرف و خنثی توصیف می‌شوند و در بیان آنها سوگیری وجود نخواهد داشت اما هنگامی که دررابطه‌با یک حقیقت صحبت می‌کنیم، آن حقیقت حتماً در چارچوب زبان، فرهنگ و پارادایم فکری خاص تعریف می‌شود. به‌عنوان‌مثال در جامعه ما ممکن است حقیقت دررابطه‌با موضوعی یک‌گونه تعریف شود اما در کشور یا جامعه دیگری آن حقیقت به گونه دیگری تعریف شود.

وی اذعان کرد: دومین تفاوت، شکاف وجودی است که تقریباً به تعریف این دو مفهوم برمی‌گردد. در یک تعریف ساده واقعیت یعنی چیزی که وجود دارد و آن را می‌بینیم و لمس می‌کنیم اما حقیقت فراتر از مفهوم واقعیت است؛ حقیقت یعنی معنای عمیق‌تر پدیده‌ها و آنچه که باید باشد پس در یک برداشت آزاد می‌توان گفت: واقعیت یعنی آنچه که هست و حقیقت یعنی آنچه که باید باشد. به‌عنوان‌مثال، واقعیت این است که من انسانی با تحصیلات پایین هستم اما در حقیقت من می‌توانم انسانی با تحصیلات عالی باشم. (آرمان و آرزویی دست‌یافتنی بر مبنای حقیقت وجودی و استعداد و تلاش فردی)

کوشا در ادامه توضیح داد: سومین تفاوت شکاف در دستیابی به این دو مفهوم است. واقعیت‌ها از طریق حواس پنج‌گانه و روش‌های علمی قابل‌دستیابی هستند و این به مباحث معرفت‌شناختی برمی‌گردد. واقعیت‌ها با تجربه، احساس‌کردن و از طریق حواس و با لمس‌کردن و دیدن قابل‌دستیابی است اما یکی از تفاوت‌های بزرگ حقیقت با واقعیت این است که برای رسیدن به حقیقت، اغلب نیازمند تفکر بسیار عمیق و تأمل فلسفی و یک‌سری باورهای بنیادین عمیق فکری هستیم تا بتوانیم به آن حقیقت برسیم.

وی خاطرنشان کرد: چهارمین تفاوت، شکاف در قلمرو این دو مفهوم است. واقعیت‌ها عموماً در جهان فیزیکی تجلی دارند و مشخص هستند. واقعیت‌ها را در جهان فیزیکی مشاهده، احساس و لمس می‌کنیم اما برخی از حقایق ممکن است کاملاً انتزاعی باشند و مصداق عینی فوری در جهان فیزیکی نداشته باشند. البته نباید استثناها را فراموش کرد.

 کوشا تأکید کرد: واقعیت بیرونی وجود دارد (مثل نیروی جاذبه). اما دسترسی ما به این واقعیت همیشه از طریق حواس، ذهن، زبان و فرهنگ خودمان است. مثل این است که همیشه از پشت عینک به جهان نگاه می‌کنیم. عینک، دنیا را کاملاً عوض نمی‌کند، اما روی رنگ و جزئیاتی که می‌بینیم اثر می‌گذارد. هدف علم و عقلانیت این است که این "عینک" را تا حد ممکن شفاف و تصحیح شده نگه داریم، تا برداشتمان (حقیقتمان) تاحدامکان به خود واقعیت نزدیک شود. بهتر است بگوییم: واقعیت و حقیقت با هم متفاوت‌اند، اما کاملاً جدا نیستند. واقعیت آن چیزی است که در جهان وجود دارد و حقیقت، بهترین درک و توصیفی است که ما از آن واقعیت داریم. این درک می‌تواند تحت‌تأثیر دانش، فرهنگ و تجربه‌های ما قرار گیرد.

 انتهای پیام/

کد خبر:
31
لینک کوتاه:
دسته ‌بندی خبر:
ثبت نظر جدید
تمامی حقوق برای ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی محفوظ است